<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

در صحتِ کامل ِ عقل!  

ریمیا حالش خوب نیست، ریمیا داره می ره.

ریمیا نمی خواد بمونه ،ریمیا هیچ کسو نمی خواد، موندن داره خسته اش می کنه، دیوونه اش می کنه .

ریمیا دلش صف نمی خواد، دلش مرز و قرار داد نمی خواد.دلش خاطره و قصه هم نمی خواد.

ریمیا می خواد خیانت کنه و از صف بره بیرون!.نه...جلوی صف نمی ره.ته ِ صفم نمی ره.آخه

ریمیا عمود منصف دوس داره !...یه خط که بشه عمود منصفه خطای دیگه.درست وسط...وسط ِ وسط...راست ِ راست...محکم ِ محکم عین ِ ستون ِ فقرات ِ یه کوه!

ریمیا گیج و منگ شده.

ریمیا یه جاروی هرکولی داره که باهاش می تونه هر چی توی هستی هست رو بریزه بیرونو پاک کنه.

ریمیا می خواد اون جارو رو بده به باران...

ریمیا همیشه دوس داره همه چی رو وقتی خوب و قشنگن ، ول کنه و بره.ریمیا ...از هیچ کس معذرت نمی خواد، اما همه می تونن اونو ببخشن!همه...آره همه.

 

هیچ کس ریمیا رو نمی بینه.هیچ کس.

/ 60 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روح و روان

با سلام //// می توانم ساده از تو بپرسم ؟ چرا وب خود را سياه رنگ زدی تو که بارانی -- منتظر جوابت خواهم بود

Star

دلم واسه باران تنگ شده بود ...

ابراهیم & نجمه

سلام مهربان...دمت گرم و سرت خوش باد جاويد...توی این دوره زمونه آدم هیچ کجا تنها نیست!.به روز کردم با يه داستان و معرفی يه مجله ی جديد...سر بزن خوشحال ميشم. قربانت

Star

سلام ريميا .

نگين

دلتنگی کفاف اين روزها را نمی دهد. می دانی؟ وقتی رها شدگی تبديل می شود به دلتنگی و آن می شود همراه... همراهی که بيشتر از هرکس حضورش را لحظه به لحظه ديده ای... چيزی بيش از آن لازم می آيد٬ هرچه هست از قامت ناساز اندام ماست جان دلم... (به من ديگه سر نمی زنی؟)

باران

سلام . اين ريميا چقدر شبيه مهتاب منه ! يا علی

باران

ممممم...باز نوستالوژيم عود کرد!:(

دوستار ریمیا

فکر ميکنی ۱۰۰ آخره خطه ؟؟؟؟ اگر ميتونی آخرين عددی که هست رو به من نشون بده ( يه جاهايی هم بدرد من ميخوره )TURN_THE_PAGE